تبليغاتX
دختر or پسر
دختر یا پسر؟؟مسئله این است!!!

سلام سلامي به بوي گند ورق امتحاني و جوهر خودكار بيك آبي

آقا ديدم دم دم امتحاناي بر و بچ بلاگ نويسه گفتم من هم يه دونه از خاطرات دوران کودکی خودم را بنويسم واسه شما که بخونيد و درس عبرت بشه :

چند سال پيش ما وارد سوم دبيرستان (رشته رياضی)شديم و مشغول درس خوندن و برآورده کردن آرزوهای والدين که همانا دکتر شدن ومهندس شدن است بوديم تا اون سال هم ما بچه مثبت مثبت بوديم  تنها خلافمون سر کلاس اين بود که يواشکی با هم صحبت کنيم .....
آقا اون سال زد و ما با چهارتا زفيق از نوع ناباب (خيلی ناباب) ريختيم روهم و با کمک اين رفقا من توانستم يک سری از استعدادهای نهفته ی خودم را کشف کنم(سوال امتحانی:امير چگونه توانست استعدادهای نهفته خود را کشف کند؟)
من که تا سوم دبيرستان تيریپ معدل
۱۶ و ۱۷
بود يهو ترم اول زد و حاجيتون مشروط شد(حالا بماند که چه جوری) يه کارنامه دادن دستمون اون يکی دستمون هم وصل کردن به فسقمون و ما را راهی خونه کردند حال ما مونده بوديم و غم چگونه نشان دادن کارنامه به پدر گرامی!!
خلاصه دل را زدم به آفتابه و سينه را گلگير کرديم و کارنامه را به پدرمون نشان داديم بعد از اين يک ربع خيره شدن به کارنامه گفت اين يعنی چی ؟آقا ما از شدت خوشحالی تو دلمون عروسی بود آره درسته بابام نمی دونست مشروط يعنی چی تو کارنامه ی ما هم يه مهر قرمز زده بودند که مشروط است منم در اون لحظه نمی دونم رو چه حسابی گفتم که مشروط است يعنی نمونه است !!منم کارنامم طوری بود که چون اکثر درس ها را افتاده بودم وقتی با واحدش ضرب کرده بودند خلاصه يه ستون نمرات خوب داشتم ولی اون سطون ستونی ضريب نمره در واحد بود!!!(سوال امتحانی:آيا امير  اون سال شاگرد اول شده بود) بعد از تشويقات پدر ما ترم جديد را شروع کرديم و با تلاش و پشتکار خودم و همراهی دوستان و ياری خداوند منان ترم بعد رو هم مشروط شدم و اين دفعه گفتند بابات رو هم وردار بيار مدرسه تو بايد بری مدرسه شبانه!!
من!! مدرسه شبانه !! بابا بياد مدرسه
خلاصه گفتيم و بابا اومد مدرسه وبا هم رفتيم دفتر مدير مدرسه بعد از سلام و احوالپرسي  بابا شروع کرد به تشکر و قدردانی از زحمات مسئولان و دست اندرکاران مدرسه و مدير هم همه رو تحويل گرفت وگفت :آقای ... آقازاده بايد بروند مدرسه شبانه
بابا:آقای مدير واسه چی شبانه؟
بابا:مگر اين جور دانش آمزان را می برند مدرسه شبانه؟
بابا:آها يعنی خوابگاه ديگه؟
مدير :نه بابا آقای...........
و شروع کرد تمام ماجرا را واسه بابا توضيح دادن بابا يه نگاه به ما کرد(از اونا که آدم شبش خوابش نمی بره)و ..............آه......آی.......نزن.........غلط کردم.........قول می دم درس بخونم.........قول می دم......مامان......................................................................
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
آقا اينم ماجرای شاگرد اول شدن ما و ...اگه خوشتون اومد که خب اومده اگه نيومد که خب نيومده ولی ....
===========================
مژده مژده
((راسته راست))
از اين به بعد به کسانی که در
اين وب لاگ نظر بدهند به قيد
قرعه ماهانه يک عدد خودروی ملي
سواری ماکسيما وصدها سکه
بهار آزادی تقديم خواهد شد.

يک سری هم از ما ايراد گرفتند که بابا لاشی خان تو آبرو رو خوردی و حيا رو قورت(يا غورت)دادی بابا يک کم عفت کلام داشته باش من هم در جواب می گم همش واسه خنده است بابا دور هم جمعيم وگرنه خبری نيست بابا .

 

در ضمن به تمام لنگي ها تسليت عرض می کنم (چه حالی داد خدا)

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 14:11  توسط امیر  | 

چطورین؟؟؟(سلام نکردم آخه تکراری شده دیگه شما

فرض کنید سلام کردم)

دیروز داشتم آهنگ گوش می دادم واقعا بعضی از این خواننده ها

چقدر پررو شدن!!این یارو محمود رامتین با دار و دستش

(حامد و میعاد)با اون آهنگش که توهین آشکار به دخترا بود چی

فکر کرده می دونین شما ها دارین سواستفاده می کنین

(خواننده های پسر)(بعضیهاشون)چون قانون مذخرف جمهوری

اسلامی مخالف خوندن خانومهاست شما ها پررو شدین اگه

این قانون نبود(خواهش می کنم تو این مورد دخالت نکنید منظور

من خواننده هاست)خیلی بهتر می شد چون هم صدای دخترا

بهتره هم چیزای معنی دار میخونن نه مثل اینا!!میعاد رونی یه

تیکه ی آهنگش می گه:(خطاب به دخترا:ببین چیکار کردی که

سوژه ی رپ شدی)نخیر اون کاری نکرده شما ها عقده ای و

کینه ای هستین اولا ... دوما شما ها درباره ی دخترا نگین چی

بگین اصلا به دخترا فکر نکنین زندگیتون نمی گذره این که بعضی

از دخترا شما رو ولتون می کنن حتما دلیل دارن شاید یه چیزی

از شما دیدن ایراد از خودتونه .برید خودتونو درست کنید بدبختانه

تو آهنگ هاتو همه چیز رو نمی گین به خاطر همین همه فکر

می کنن حق با شماست

محمود رامتین

البته بعضیهاشون هم خوب می خونن

مثلا من* احسان غیبی و بی باک* رو خیلی دوست دارم یا

*۰۱۱۱*(نیما،اشکان،ماهان)

راستی اونایی که منظورم رو نفهمیدن من نگفتم ۰۱۱۱اصلا

ضددختر نمی خوننا ولی همه رو قاطی نمی کنن اینه فرقشون

0111

دیگه کاری ندارم

قربون همه دختـــــــــــــــــــــــــــــــــرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:35  توسط رها(دختر باحال)  | 

وقتی رفتی عکس یادگاری ات را قاب کردم و به دیوار زدم

تو هر روز به من لبخند می زنی.اما لبخند تو خشکیده!پلک نمی زنی

 و نفس نمی کشی و مرا نمی بینی

تو دیگر نیستی اما هنوز از چهارچوب قاب به من لبخند می زنی

اما چرا خنده هایت مرا به گریه می اندازد؟

به تنهایی و دلتنگی من می خندی؟

دلم به درد آمده!دیگر تو را در عکسی-در قاب عکس چوبی میخ شده

روی دیوار-نمی خواهم

دلم می خواهد راه بروی حرف بزنی و بخندی...و اگر خواستی

گریه هم بکنی

من تو را می خواهم نه خاطره ی قاب گرفته ی روی دیوارت را

کاش هرگز نمی رفتی

این قطعه از خودم بود(بابا شاعر)چه کنیم دیگه!!!! این پست رو فقط

 به خاطر بعضیها که گفته بودن ضدپسر نذارم نوشتم نظرام رو هم

تاییدی نمی ذارم حالا ثابت کنید شعورتون چقدره

 

راستی یه دوستی هست به اسم یاشار مبارکی که برام

پی ام میده می خواستم بهش بگم عزیزم مسنجرم خراب

 شده نمی تونم چت کنم اگه کاری داری برام کامنت بذار

دوستان گلم دوستون دارم هوار تا(به قول مرتضی)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 12:14  توسط رها(دختر باحال)  | 

سلام به همگی(همه ی دخترا و پسراهای خوب):

من برگشتم یه مدت سرگرم امتحاناتم بودم البته

 هنوز شروع نشده ولی چه کنیم خرخونیه دیگه

 مگه من مثل بعضی از پسرا الافم که تو اینترنت

 ول باشم می بینم که وقتی نبودم یه سری اینجا

پررو بازی درآوردن البته یه سری هم محبت داشت

اومدم جوابشونو بدم :

اول به امیر: امیر خان همکار گرامی من نظرات رو

محدود می کنم چون یه سری آشغال میان اینجا

 نظراتی می دن که در شان منو تو یا دوستان

عزیزم نیست برای اینکه اون اشغالا گورشونو گم

 کنن تاییدی می ذارم!!!!!! حله؟؟؟

نیلوفر و سارای گلم:قربونتون بشم که همیشه

سر می زنید خیلی دوستون دارم گلهای خوشگلم

 به حرف آشغالا توجهی نکنید ببخشید یه مدت

نبودم نظراتم رو به خاطر شما گلها محدود می کنم!!!

لجباز: تو چی می گی این وسط؟؟ نقش مکمل

نابودگر رو ایفا می کنی یا درست و حسابی

 نظر بده یا اصلا هیچی نگو

علی:بچه جون من مثل تو زیاد دیدم هیچ غلطی

نمی تونی بکنی ولی خوب سعی بکن

امید:نه عزیزم تا زمانی که من اینجام این آشغالا

 هیچ غلطی نمی تونن بکنن

مرتضی:تو چته واسه چی با امیر دعوا می کنی؟؟

حالت خوبه تو؟؟؟

بی نام(کسی که نقطه می ذاره): عزیزم ازت

می خوام خودتو معرفی کنی کنجکاوم اسمتو بدونم

در ضمن ازت خیلی ممنونم و می خوام که با این

 آشغالا دهن به دهن نذاری ارزششو ندارن

حامد عزیز:عزیزم بعضی از این اشغالا جای من

 نظر می دن شما اعتنا نکن گلم

روزبه: تو خفه بابا این گه خوری ها به تو نیومده

نبینم این طرفا بیای که بد حالتو می گیرم

نابودگر: ببین عوضی من مثل تو نیستم که هر

حرفی از دهنم بیرون بیاد جرات داری آدرس بده

تا بیام پدرتو دربیارم دفعه ی آخرت باشه که با من یا

 دوستام بد حرف می زنی یه بار دیگه از این غلطا بکنی

 با من طرفی حالا برو گورتو گم کن دیگه این طرفا

پیدات نشه

ببینم کسی اینجا پررو بازی درمیاره چنان حالی

 ازش می گیرم که تا عمر داره یادش نره هر کی

عقده داره بره یه گور دیگه عقده هاش رو خالی کنه

 اینجا جای اونا نیست!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 14:26  توسط رها(دختر باحال)  | 

 سلامي بدون < ي > (سلام) ! سلامي كه من و شمارو با همديگه آشنا مي كنه. شايد با خودتون بگيد كه آقا امير خُل شده (خُل بود!).خلاصه اين كه با خودتون بگيد ما كه اميرو خيلي وقته ميشناسيم(خفه كاركن بابا)! ولي نَه.امشب با شباي ديگه فرق وكوله(داونه).چون امشب من براتون مينويسم.
حالا من كيم؟چيم؟اصلا ًچي كاره ام كه اومدم دارم مينويسم؟عصباني نشيدا(جمعيت:ولگردي بيش نيستي) !!!
من امير هستم (خب باش).اين جور كه مي گن ما  خيلي بچه باحالي هستيم و حدود يه هفتست كه ما هم پيوستيم به , چه ميدونم ‌‌‌< دختر يا پسر > يا همون بلاگ رها.خلاصه اين كه ماهم قاطيه علآفا شديم! ( فراربا سه شماره).حالا نوشتن ما هم تو اين خراب مونده جرياني داره !!!
جريان هم ازاين قرار هست كه حاجيتون التماس پشت التماس كه :آبجي رها تيريپ جوركن(خالي كن) كه ما هم بياييم تو اون خراب موندت يه چند تا چرت ومقداري هم پرت حواله مردم كنيم! خانم  اصلأ به..... حساب نكرد. بعد ازماهها انتظار... بالاخره آبجي قبول كرد كه ما بياييم و براي شما بنويسم.!!!
ما هم به چيز خوردن (بد بود اوله كاري فوحش بدم) افتاديم كه چه جوري بياييمو واسه خانم  بنويسيم. ولي به هر صورت كاريه كه شده و بايد تا آخرش كار كنيم. خب ميدونم كه الان فكر همتون اينه كه :خب يارو چند سالشه , چي كارست, ووو....(همه با هم:خفه بابا, ان آقا!)منم ميخوام خودمو بنمايم اما فعلا يكم زوده براي آشنايي (زيادي ذوق زده نشيد)

من زياد شما رو نميشناسم اما امشب حال كردم كه نظرم رو راجع به شماها بنويسم

اول از همه داش موري (همون داشاقي كه تو اين بلاگ مينويسه):

خدايي كار دنيا رو ميبيني بايد با چهار تا ني ني هم كلوم بشيم (ملت ما رو ببخشيد)  اين دادا اين جور كه عاشق ماه ارديبهشته (هوووووووووووووووق تو راخدا بريد دليلاش رو بخونيد از خنده ميميريد) ادعا مي كنه قرمز دو آتيشه هستش (اما خداييش عمرا بتونه اسم دو تا از بازيكنان رو بگه) تازه اين آقا كلي غيرتي تشريف دارند بچه پرو برگشته به من گير ميده زيادي با هاني ي ي ي ي ي خودموني ميشم! (خداييش اگه من به موقع ازدواج كرده بودم الان نوه ام همسن اين موري كوچولو بودش) خوب بسه ديگه زيادي حالش رو گرفتم فعلا بسشه!

دومندش راجع به اين داتيس ميخوام بحرفم:)

اين يكي كه شاهكار روزگاره يعني برا خودش لوبتيه خداييش آدم دو روزم بهش بخنده كمشه  اسكول تو بلاگش راجع به ماشين نوشته بودش منم بدجوري حالش رو گرفتم اونم اومد چهارتا سوال چرت و پرت بي ارزش ازم پرسيد اخه يكي نيست بهش بگه خنگولو جواب تموم اون سوالات تو اينترنت پيدا ميشه من اونقدر علاف نيستم كه مغزم رو با اين چرت و پرتا شلوغش كنم آقا جون من در زمينه ماشين فقط تو رانندگي ادعام ميشه  اينو همه ميگند ( ديگه از محاسن مسافر كشيه ديگ) حال باز بيا تو بلاگم و زر بزن راجع به زير مجموعه فلان كارخونه و ... در ضمن اين داداشمون بد جوري عاشق يه دختري بوده اما دختره اونو .... خودشم حساب نكرده ايشونم الان در افسردگي تشريف دارند بعدشم اينقدر لجش رو در آوردم كه منو به عنوان دشمن خودشون خطاب كردند

سومندش راجع به اين داداش اميد

با اين يكي هيچ صنمي ندارم اما بذاريد هيچي نشده پايه شوخي رو باهاش باز كنم داداشمون ادعاش ميشه كه از دخترا متنفره اما دخترا نشنيده بگيرند اگه دختر گيرش بياد مثل ... پا ميده و ته زن ذليله داداشمون اما از حق گذشته عكساي قشنگي تو بلاگش گذاشته داش اميد دمت جوش

چهارمندش براي داداش بهروز و نابودگر و لجباز و ...

من تا بحال بلاگتون نيومدم (شماها :چه بهتر) اما خيلي خودتون رو تحويل ميگيريد (نچاييد) ببين دادا شماها حتي نميتونيد دماغتون رو  بگيرد اومديد اينجا شر و ور ميگيد بريد عمويي آفرين پسراي خوب بريد يه جاي ديگه توپ بازيتون رو بكنيد اينجا شلوغ كاري نكنيد اينقدر هم توهم نزنيد الكي برا خودتون كار داريم

پنجمندش اين هاني ي ي ي ي ي

اين يكي كه بد عاشقه نميدونه فقط چرا اينقدر كشيده حرفاش رو ميزنه بابا جون غير كشيده هم حرفات تاثير خودش رو ميذاره (البت اگه تاثير داشته باشه) بعدشم يكم حافظش معيوبه زرت و زرت يادش ميره چي ميخواست بگه

شمندش اين مهتاب

اين يكي كه بلا نسبت شما ها تعطيله خنگ فكر ميكنه كلمه پثر رو اينطوري  ((پسر)) مينويسند آخه يكي نيست بهش بگه آي كيو پثر درسته نه پسر بعدشم شانسي كه ما اورديم هر چند وقت يبار مياد تو نت چون هر وقت مياد سي چهل تا آپديت پشت هم ميكنه

 خوب ديگه حرفام رو زدم (شماها: نه امير جون بازم بنال) نه ديگه شرمنده بايد برم

راستي هوي رها نظرات بلاگ رو نميخواد محدود كني لارج باش بذار هر كي هرچي ميخواد بناله ما هم حواله ميكنم به جایی که باید بشه

واییی خدا منو وکشه چه الکی الکی برا خودمون کلی دشمن ساختیم (بر و بچ با هم دوست باشیم حرفای منو نشنیده بگیرید اگرم شنیدید به .......)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:19  توسط امیر  | 

سلام به همه پسرای گل

مرتضی هستم.هموونی که پست قبلیم رو پاک کردن.

امروز میخوام راجع به اندام دخترا بنویسم.فکر میکنم ایندفعه دیگه من رو بندازه بیرون.

قبل از اینکه مطلب رو بذارم  باید به امیر(اونیکه پست قبلی روگذاشت)بگم که یه بار دیگه ضد پرسپولیس بنویسی من میدونم و ............... .

بگذریم پست خوذم رو بذارم بهتره.

دختر های تپل و چاق

ساعت ۸.۳۰ صبح یک روز آفتابی یه محله ی توپ (از نوع پولداری) یه خونه ی کلفت طبقه ی دوم اتاق اول:

آناهیتا در تخت خواب پر خود فرو رفته بود!!!

دیلینگ دیلینگ دیلینگ(صدای زنگ ساعت)

آناهیتا از جا بلند شد به سختی رفت طرف حموم یه دوش بگیره!!!( از اینجا به بعد +۱۸ بچه ها چشاشونو ببندن) لباس خوبشو در میاره میره جولو آینه!!! واییییییی چه صحنه ای یک دو سه پنج تا جوش گنده رو صورتش یه نگا به اندامش میندازه خودش تعجب میکنه تو ۱۵ سانت شکم ۲۶ تا چین داره یعنی چااااااااق بد رقم!!!

دماغشم که پاپا جون پول عملو نداده خلاصه به هر جون کندنیه از جولو آینه دل میکنه میاد دوش میگیره!!!

ساعت ۹ آشپزخانه: آناهیتا میخواد غذا بوخوره ولی وقتی یاده خودش میوفته پشیمون میشه

ساعت۹.۳۰ اتاق خواب: آناهیتا میخواد بره بیرون میره اون لباس چسبونشو میپوشه با اعتماد به نفس هر چه تمامتر میره تو خیابون

ساعت۱۰ خیابون: ایووووو گامبو!!! بیبیب بیب هی تپل برو کنار

ساعت ۱۰.۳۰ همون جا: آناهیتا تصمیم به خود کشی میگیره چون چاقه!!!

چاق تپل گامبو با تو هستم دختری که داری اینو میخونی خدایی با این همه چربی چیکار میکنی؟؟؟

برو آب کن اینارو چاق چاق چاق

مرتضی: خانم های لاغر خیلی خوشحال نشین برای شما هم دارم.

مرتضی: راستی آناهیتا وقتی مرد ۵۰٪ از هنزینه های خونشون کم شد !!! خانم های عزیز اگه به فکر خانواد ه ی خود هستین سریعا خود کشی کنین!!!

 

دخترهای لاغر و نی قلیان

اصلا خودتون تنتون میخواره(دخترا) من چیکا کنم؟؟؟ خانومای لاغر گوش کنید!!!

خانومای لاغر مشکلات فراوانی دارند که بهشون به صورت مختصر اشاره میکنم!!

یکی از مهمترین مشکلات خانومای لاغر دیده نشدندر جامعه است!!!

خانومای لاغر به دلیل باریک بودن (در حدود نخ) در جامعه به ندرت دیده میشن و این خودش معذلیه!!!

نکته ی دیگه اینه که عموما خانومای لاغر با استخوان های خود مشکل دارن چرا؟

چون از همه جاشون میزنه بیرون و مشکل ساز میشه!!!

معمولا خانومای لاغر دنبال راه حلی برای چاق شدن میگردن ولی انگار نه انگار!!!

من از همین جا به نی های عزیز تسلیت میگم!!

نخ!!!

لاغر!!!

زشت!!

سیبیل

 

هرکی این پست رو پاک کنه.

بای تا های

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:33  توسط مرتضی  | 

 قبل از فحش و بد و بيراه و خزعبل باقتن و....سلام.
اسم من
امیره  شما مي تونيد اصلا صدام نكنيد .والا ما كه از اين قرتي بازي ها اصلا بلد نبوديم هي رفتيم اينور و اونور ديديم ملت كلاس مي زارن و هي آدرس وبلاگشون و به رخ ما مي كشند  ما هم به تيريپمون بر خورد و يه يا علي در دل و يه يك دو سه بر لب و يك كليك بر موس و كمي فشار بر مخ و خواروندن برجستگيها....تونستيم ما هم مخ اين رها رو بزنيم و كاري كنيم اينجا رامون بده (آخه خداييش حس خوبي نداره آدم تكي بنويسه)

لابد اينجا هم رسم و رسومي داره و بر و بيايي داره بگير و ببندي داره و.... اگر ما زياد رو خط نيستيم رفقا ما رو راهنمايي كنند البته ما هنوز تيريپ رفيق پيدا كردن رو هم اينجا بلد نيستيم.
ولي قبل از هر چيز يه چيز واسمون خيلي مهمه اون چيزم اينه كه حاجيتون تيريپش بد جوری استقلالي  ور میداره (خفن).حالا خوبي و بديش پاي خودمون خواهشا در اين مورد كسي نظر نده چون نظراتتون مستقيما حواله ميشه(به كجا؟)

حالا ما مي خواهيم اينجا چيكار كنيم :
۱)اولندش كه بگيم و بخنديم و....(حال كنيم)
۲)واس خودمون رفيق پيدا كنيم(دختر و پسر فرقي نداره)(راوي:اونجاي آدم دروغگو)
۳)وقت خودمون و هدر بديم(البت براي رفقا رو هم)
۴)پول باباهه رو سرويس كنيم(باشد كه خداوند متعال قبول كند)
۵)در آخر هم پيش خودمون فكر كنيم كه كسي شديم (يه چيز تو مايه هاي شتر در خواب بيند)
۶)اين شماره (۶) هم فقط واسه استقلالی ها نوشتم(عاقلان دانند)

راستي يه چيزي بگم تا يادم نرفته (اين لنگي ها كه حواس نميذارن) آقا به من هيچ ربطي نداره كه اينجا كي ميخواد چي بنويسه هر كي ميخواد آنتي بنويسه هر كي ميخواد فحش بده اصلا برام مهم نيست چون ما حواله مي كنيم به جايي كه بايد بكنيم من كل نوشته هام تو همين سبكه  بعدشم اصلا با جو پسرونه اينجا حال نكردم بابا نا مسلمونا يه چند تا دخي مخي بفرستيد بياد تو اين بلاگ چيه هر كي مياد تو اين خراب شده سيبيل كلفته (البت چاكر تك تك سيبيل كلفتا هم هستيما)پس از همين جا از خواهران گرامي و مسلمون و محجبه خواهشمنديم در اين بلاگ نظرات ارزشمند خودشون را قيد كنند

راستي اينم آي ديه منه از همين الان دستاي گرم شما رو برا سرويس كردن پول تلفن و اينترنت و پول بابايي ميفشارم

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 20:19  توسط امیر  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 16:54  توسط مرتضی  | 

سلام به همه ی شما دخترای گل پسرا هم که ارزش

سلام کردن ندارنامروز اومدم جواب نظرات رو بدم ولی

قبلش:

یه دختر خوب می خوام که وبمو با همکاری اون بنوسم

 البته چون اکثر دخترای ناز خودشون وب دارن یه

پسر خوب (به این کلمه توجه کنید) از اون یک درصدی

که تو درباره ی وبلاگ نوشتم بیاد اون از خودشون دفاع

کنه منم از خودمون به خاطر اینکه من می خوام مطالب

این وبلاگ عادلانه باشه فقط گفتم یه پسر خوب ،بدون

نامردی،رقابت سالم مردشی بیا جلو!!!

اما جواب نظرات:

یه نفهمیبه نام  ( گوزو) اینجا هست چون خیلی

کامنت می ذاره و اینجا رو شلوغ می کنه از این به بعد

 همه ی نظراتش پاک میشه البته فقط نظرات

اون پاک می شه فکر نکنید ترسیدما !! نه !!! آخه

 اینجا رو به گند کشیده همین یارو یه کامنت گذاشته بود:

نویسنده: گوزو
به کارگردان گوزوی فیلم 300 اینهمه فحش نمیدن که
به تو می گن موفق شدی آمار سایتو ببری بالا
عزیزم این نشون می ده که شما پسرا به فحش دادن
 بیشتر اهمیت می دین تا به فرهنگ و تاریختون!!
 
نویسنده: لجباز
کم کم داره حس زوم میاد.
زوم کنم کارت تمومه!
لجباز....
ببین هر کاری دوست داری بکن زوم کن زوم نکن اگه
خودتو بکشی هم نمی تونی منو شکست بدی!!
 
نویسنده: مرتضی
ID من تو وبم هست اگر خواستی بردار تو وتمام
 گاوچرونهای گربه صفت یه طرف من یه طرف ببینیم
کی کم میاره بهت قول میدم که هک نشی
پیشنهاد سنگینیه اگر نیای یعنی کم اوردی اگر هم
بیای باز هم کم میاری
ببین ما گاو هایی مثل تو و امثال تو رو می چرونیم
بعدشم من مثل شماپسرا بیکار نیستم که مدام در
حال چت باشم من وقت با ارزشم رو صرف چت با
شماها نمی کنم
 
نویسنده: روزبه
آخه دختر خوب ما تو جامعمون مگه مکمل هم
 نیستیم؟؟؟مگه پسر و دختر به هم نیاز ندارن؟؟؟؟
ببین ما مکمل هم هستیم من اینو قبول دارم اما
این پسرا خودشونو خیلی بالا گرفتن من اومدم
 روی اونا رو کم کنم اینو برو به اونا بگو!!
 
نویسنده: امید (آنتی ضعیفه)
یه وبلاگ ضد پسر رو هک کردم باور نمیکنی
برو ببین
واقعا متاسفم این نهایت ضعف شما پسرا رو
می رسونه که به جای مبارزه این کارها رو می کنین
 
نویسنده: گوزو
خانوم سعیده خانوم شما جوری جواب می شنوید
 که با طرف مقابل حرف می زنیدآخه این گو... نمیتونه
جلوی دهنشو بگیره اونوقت این جوری می شه برو
 نظرات قبلی رو نگاه کن بعد بگو
ببین همون طور که خودت گفتی هر کسی جوری
جواب می شنوه که حرف بزنه آقای یزدان هم یه
پسره اما از همون اول درست حرف زد منم درست
باهاش حرف زدم حالا خوبه اول خودت اومدی !!

راستی به پسرهای پررو که خیلی به خودشون
 
افتخارم می کنن اول برید ادب یاد بگیری بعد بیاید
 
 اینجا!! شما غیر از فحشچیز دیگه ای بلد نیستین
 
نه؟ اگه جرات دارید بدون فحش حال منو بگیرید!!
 
(که البته هیچ وقت نمی تونید حال منو بگیرید!!)
 
دخترای گلم موفق باشید!! دوستون دارم!! بابای 
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 15:25  توسط رها(دختر باحال)  | 

سلام به دخترای گل و باحال

امیدوارم همیشه خوب باشید و بتونید پسرا رو ادب کنید

 می بینم که پسرا دارن جلوی من کم میارن

حالا یه متن جالب:

۱-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟

چون هیچ وقت از آن استفاده نمی کنند

۲-چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها

انجام می پذیرد؟

زیرا هنگامی که زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد

 مرد ها همان جا قرار دارند

۳-شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟

شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید

و هیچ چیز برای زمانی بیش از ۶۰ثانیه دوام نمی آورد

۴-ورزش کنار دریای آقایون چیست؟

هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند

۵-به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟

با استعداد

۶-خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟

من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

۷-یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟

صدو چهل و چهار مرد در یک اتاق

۸-برای درست کردن پاپ کرنبه چند مرد نیاز است؟

سه تا،یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه می دارد و دو

 نفر دیگر گاز را تکان می دهند تا گرما به تمام سطح

ماهیتابه برسد

۹-آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنن؟

"کثیف" و "کثیف اما قابل پوشیدن"

۱۰-شما به یک مرد که همه چیز دارد چه می دهید؟

یک زن که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها

استفاده کند

۱۱-چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه

 هستند؟

زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به

 سر می برند

۱۲-آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟

به جای یک بطری ۲ بطری مشروب بخورد

۱۳-نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟

چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

راستی به پسرایی که نظر می دن:آفرین خوب شخصیت

 خودتونو نشون می دید !! به همه:حالا ببینید حرف های

 من درسته یا نه؟؟؟دخترای گل دوستون دارم!! فقط

یادتون باشه باید پسرا رو سوارشد نباید بهشون رو داد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 20:47  توسط رها(دختر باحال)  |